لب‌هایت آرزوی عقیق ِ یمن شدند .......رنگِ غروبِ اغلبِ اوقاتِ من شدند

 

 

از اونجایی که من مادر بسیار کارآمد ...مهربان ...خوب و خلاصه همه چیز تمام هستم دروغگواومدم گفتم این دخترک رو از شیشه بگیریم و بگیم که از لیوان باید شیر بخوره .....بنابراین اومدیم تمام اینترنت رو سرچیدیم تا بهترین راه رو انتخاب کنیم و اراء روانشناسان و متخصصین اطفال و .....مورد مطالعه قرار دادیم یوللازم به ذکره که هفته پیش هم یه شیشه برای خانوم خانوما ابتیاع فرموده بویم .....پس اوینا رو صدا زدیم و شیشه رو نشونش دادیم و گفتیم که عسلم تو دیگه بزرگ شدی و شیشه مال نی نی هاست پس از این به بعد تو لیوان شیر بخور باشه ؟؟؟؟؟یه کم فکر کرد و گفت :چرا؟؟؟؟؟؟سوالچرا دیگه شیشه نخورم ؟؟؟؟

گفتم اخه الان دیدم دکتر نوشته برای دندونات خوب نیست وووخراب میشه دندونات 

گفت :اگر دکتر گفته برام خوب نیست پس تو چرا برام خریدی؟؟؟؟سوالتعجب

یه کم خودمو جمع و جور کردم و دیدم راست میگه یه جورایی .....گفتم من نمیدونستم الان خوندم دیدم ...

گفت اخه نگاه کن شیشه ام چقدر نازه .....خرگوش داره ...سگ داره ...

گفتم برات یه لیوان خوشگل میخرم ....

گفت :من هنوز بزرگ  نشدم که .....ببین نمیتونم روی دارو ها رو بخونممممممممممنیشخند

 

داشتم لباساشو مرتب میکردم گفتم :آوینا میریم ایران عروسی خاله اعظم باید براش برقصی ها هورا.....در کمال خونسردی شونه هاشو انداخت بالا و گفت :خاله اذی عروس شده چرا من باید برقصم ؟؟؟تعجبنیشخند

یه کم فکر کردم دیدم راست میگه بچه ....قهقهه

 

امید معده اش درد گرفته بود و اصلا حوصله نداشت ....اوینا هم پرستاریش گل کرده بود و بخیال خودش خیلی داشت به باباش میرسید ...امید روی تخت دراز کشیده بود آوینا هم داشت دمپایی هاشو پاش میکرد ...امید میگه بابایی دلم درد میکنه نکن ....

آوینا :بابا دارم دمپاییهاتو پات میکنم تو دلت که نمیخوام بکنم نیشخند

 

عکساشو فرستادم برنامه بازی شادی جام جم ...امروز نشون دادن اونقدر ذوق کرده بود مژهخیلی احساس مهم بودن میکرد .....


شعر عنوان این پست سروده اقای حافظ ایمانی است ....

عزیزکم سبز باش همیشه که سبز میخواهمت ماچ

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامي آلينا

واقعاحرف حساب جواب نداره.فداش بشم جواباش آماده توآستينشه.اين تمرينات بدنسازيش منوكشته.كلاس باله ميره؟[ماچ][بغل][ماچ]

مامان رزی

سلام دوست خوبم قالب جدیدت مبارک باشه خیلی قشنگه. دوست خوبم من پست های قبلی ات را هم می خوندم اما متاسفانه قالب خراب بود و نمی شد نظر داد. راستی پایین پست های من هم لینک می پسندم بود و یکی از دوستان زحمت کشیده بود و طرفداری کرده بود اما من نمی دونستم چه جوری این کار را انجام بدم که امروز فهمیدم باید وارد سایت پرشین بلاگ بشی و بری قسمت باشگاه هواداران پرشین بلاگ و بعد آدرس وبلاگ های مورد علاقه ات را بذاری. برو آدرس دوستانت را بذار[قلب][لبخند][چشمک]

نسرین

سحر جون سلام مدتها بود بهت سرنزده بودم .قالب جدید خیلی شاد وزیباست . دخترمون چه بلبل زبونی میکنه وجوابهای جالبی برات داره توی این لخظه ها ادم میخواد بپره حسابی ماچش کنه.راستی اعظم قراره ازدواج کنه اگه اینطور باشه واقعا براش خوشحال شدم.امید چطوره سلام ما رو برسون .بهنام ورامتین سلام میرسونند . از طرف ما جوجه رو خیلی ببوس .مواظب خودت باش . ب امید دیدار

سمانه

سلام سحر جون و آوینا خوشگل مت سمانه مامان آوینا هستم خیلی وقته که میام و وبلاگ قشنگتون رو میبینم و میخونم از عکسهای آوینا جون لذت میبرم... انقدر آوینا رو دوست دارم که اسم قشنگش رو رو دخترم گذاشنم من با اجازه لینکتون کردم تا تند تند بهتون سر بزنم زود به زود آژ کن و عکسهای خانوم خوشگل رو بذار که عاشقشیم از دیدنش لذت میبریم بوووووس

سمانه

عکسهای آوینا همشون قشنگه.حرف زدنش و مهربونیهاش که دیگه حرف نداره.خیلیییییی دوستت دارم عاشقتم دخترک ناز من [بغل][ماچ]

مامي آلينا

[ماچ][بغل][ماچ]

هنگامه وسارینا

سحر جون سلام خوبی من توی نی نی سایت قبلا همیشه خاطرات آوینا رو میخوندم خوشحالم دوباره پیدات کردم ....خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم

مامان دینا

خدای من چقدر شیرین زبونه این خانوم گلی.[ماچ]