کمی آتش بگیرم در کنار طور لب هایت ......

 این مدت مهمون داشتیم و سرمون شلوغ بود البته سر دخترک خیلی خیلی شلوغ بود چون کلی باید به رتق و فتق امور میپرداخت و کلی حرفای نزده داشت که باید مسلسل وار میگفت وخلاصه سرمونو میبرد دیگه .....خیلی خوشحال بود در مورد همه چیز نظر میداد حتی لباس پوشیدن مهمونا تعجبوقتی رفتن میگه "مامان مهمونامون دیگه بر نمیگردن؟؟؟؟پس ما خیلی تنها میشیم نه؟ناراحت

 

 دارم لباس اطو میکنم ...میگه مامان میشه بگی مسوئیلت شما چیه تو خونه ؟؟؟؟میگم چی؟یه کم فکر میکنه و میگه مسولیت دیگه چشمکچرا کارات رو به نحو احسن انجام نمیدی اخه تعجب.....چشم مادر شوهر انجام میدیم ....

 

 

امید بهش گفته بود برو به مامانت بگو که من دیگه دوستش ندارم ....میگه وقتی باهاش عروسی کردی دوستش داشتی؟امید میگه اره ...میگه خب حالا چرا نداری ؟؟؟امید میگه شوخی میکنم ...میگه :دیگه از این شوخیها نکن بده ..... دو روز اومدیم مسافرت بذار بهمون خوش بگذره ......شاخ در اورده بودیم ما از نظرات کارشناس مسائل خانواده ...نیشخند

من دیگه تقریبا مطمئنم این دخترک واقعا استعداد شاعری داره ....اااااخب راست میگم ...کی میتونه نیم ساعت برات کلمه سر هم کنه که یه هوا هم اهنگین باشه ....شاعرا دیگه ....

دیشب برامون یه شعر گفت منم براش نوشتمش بعد اومده میگه بخونش شعرمو ....وقتی خوندمش خودش کلی حظ کرده بود از خودش ...

اینم شعر دخترک بدون هیچ گون دخل و تصرف :

قلب مهربونم شکست میخوره

گلهای زیبای سرخ مال توهه

موهات مثل شقایق بلند روشن میمونه

تو دلت عزیزه

فقط نگات میکنم

شقایق مثل گلهای زیباست

(اینجا که رسید ازش پرسیدم شقایق چیه ؟با همون لحن شاعرانه گفت :)

شقایق یک گل کاشته ای است .قلب

 

از این شعر ها زیاد میگه ولی اونقدر تند تند میگه و رد میشه که نمیتونم بنویسم .....برامون واقعا لحظات جالبیه این لحظات شاعرانه و عاشقانه ....

 

 

 

 

 اومده ادای مهماندارای هواپیما رو در میاره و خیلی جدی میگه :خانوم پاسپورتتون ....

یه تکه کاغذ میدم بهش ...دستشو میزنه به کمرش و یه تکون خوشگل به کمرش میده و میگه :خانوم باید بهتون توصیه کنم که اصلا اعتبار نداره این پاسپورتتون برای من تعجبخب خدا رو شکر که برای شما هم بی اعتبار شدیم رفت ....

روسی حرف زدنش خیلی خوب داره پیشرفت میکنه ...خوشحالم خیلیییییییییی...و اینو هم مدیون معلمش هستم هم سی دی راپونزل نیشخند 

 

 کنجکاو تر شیطون تر ...و البته خرابکار تر از قبل شده ....یه کارایی رو میکنه و بعد میخواد بفهمه که نتیجه اش چی میشه ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آوینا و والنتینا ...پرستار و معلم اوینا 

 

 چقدر دلم میخواست میتونستم همه کلمات و حرکاتت رو ثبت کنم عزیزم ولی افسوس که مادرت دیگه داره پیر میشه و کم حافظه ....عاشقونه میپرستمت قلبماچسبزینه وجود من 

 شعرهایی که تو عنوان پست ها میبینید از اقای حافظ ایمانی هست .

/ 22 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان فاطمه

سلام دختر خانوم خوشگلی دارید خدا براتون نگهش داره[قلب] در پناه حق

سمانه

عکسهااااااااا فوق العاده بود ماشاالله به این دخمل شیرین زبون ............@@@ ............@@@@@@@@@ ...............@@@@@@@@@ ....................................@@ ....................@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ......................@@ .................................................. @@@...............................@@@ @@@................................@@@ @@@@@@@@@@@@@@@@@ ...@@@@@@@@@@@@@@ ..................@@...@@ ..................@@...@@ ......................@@ ......................@@ ............................ ...............@@@@ .............@@.......@ ................@@@@@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ..............................@

فروغ

سلام مامان اوینا جون شعر دخملت لبخند عمیقی رو روی لبم نشوند[لبخند] من از خواننده های خاموش وبلاگ شما بودم شعر اویناجون باعث شد روشن بشم[قلب]

اعظم

سلام خیلی دختری نازی دارین من عاشقش شدم. من یه ساله که ازدواج کردم ولی هنوز بچه نداریم.دوست دارم خدا یه آوینای ناز مثل آوینای ناز شما بهمون بده. دو ماهی می شه وبلاگ آوینا رو از گوگل پیدا کردم. و مرتب بهش سر میزنم. خواهش می کنم زود زود آپ بشین.با اجازتون از چند تا از عکسای آوینا جون واسه خودم کپی کردم.

رکسانا مامان آوین

عسل خانم .چه شیرین شدی تو خوشکلم

ندا مامی شایان

___♥♥♥سلام دوســـت مـــــــن __♥♥_♥♥آپم _♥♥___♥♥آپم _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم ____♥♥___♥♥__♥♥آپم ___♥___________♥آپم __♥_____________♥آپم _♥_____♥___♥____♥آپم _♥___///___@__\\__♥آپم _♥___\\\______///__♥آپم ___♥______W____♥آپم _____♥♥_____♥♥آپم _______♥♥♥♥♥آپم خیلی دوست دارم آوینا جووووووووونم[ماچ]

مامان طهورا

سلام وبلاگتون خیلی قشنگه بهتون تبریک میگم ولی قشنگ تر از اون آوینا عزیزه منم یه وبلاگ دارم که توش از کار ها وخاطرات دخترم طهورا می نویسم خوشحال میشم به جمع دوستانم بپیوندید و نظرتون در مورد بهتر شدن وبلاگم بهم بگید اگه موافق لینک هستید لطفا خبرم کنید که لینکتون کنم بی صبرانه منتظر نظرات قشنگتون هستم

آذین مامان طهورا

سحر جان سلام از اشناییتون خوشبخت شدم امیدوارم تو مسکو بهتون خوش بگذره منم لینگ تون کردم وامیدوارم این ارتباط ادامه پیدا کنه

bahareh mamane amir va ava

ey jannnnnnnnnnnnnnnn gherty khoshgelam.shaere khosh zaboono ghorboon beram mannnnnnn.elahi ke hamsihe salamt bashe oon tane khoshgelo nazet

فرخ زاد

سلام مطالب وبلاگم رو تقدیم می کنم به آوینا کوچولو امیدوارم که خوشش بیاد[گل.]