ضمن عرض سلام خدمت تمامی دوستان ما تشریف آورده ایم که مقداری از شیرین کاریهایمان را به سمع و نظر دوستان و آشنایان برسانیم تا برایمان ذوق در کنند ....مهمترین کاری که در شبانه روز قادر به انجام آن هستیم و بتازگی فرا گرفته ایم خوردن شست مبارک است آن هم به شیوه پرنس جان در کارتون رابین هود ..خوب خوشمزه است دیگر چه کنیم تنها مشکلمان این است که نمیدانیم با چهارتا انگشت دیگرمان چه کنیم که اینقدر مزاحم ما نشوند و یکسره درون چشم و چال مبارکمان فرود نیاییند تا ما مجبور نباشیم چشمانمان را ببندیم و شستمان را بخوریم و غر بزنیم در ضمن از همین تریبون اعلام میفرماییم که پدر و مادر گرامی شست دستمان مال خودمان است پس بهتر است حرص نخورید و آن پستانک پلاستیکی بیمزه را درون دهان ما نچپانید ...کار دیگرم این است که هر وقت نمیخواهیم پستانک بخوریم چنان ادای بالا آوردن را در میاوریم که همه باورشان میشود و دست از سرمان بر میدارند ...هر وقت هم که چیزی به وقف مرادمان نیست همچنان که غر میزنیم پشت سر هم میگویییم نی نی نی نی و این صدا را با چنان لحن سوزناکی ادا میکنیم که مادر بقربانمان میشود دربست .... آقا جان ما نخواهیم مارا ماسا÷ دهید چه کسی را باید ببینیم ؟وقتی مامان یا مامان بزرگ تو خونه ما را ماسا÷ میدهند خب حرفی نیست چون دست و دلشان میلرزد و حسابی هوای ما را دارند.. اما امان از این خانومه که روزها بهوای ددر مارا به او حواله میدهند ..اولش خوب است اما وقتی ما را به شکم میخواباند و سرمان را بالا میاورد و الباقی قضایا اصلا خوش نداریم و با اخرین نفس فریاد وانفسا سر میدهیم ...بعد از نوبت ما یک دختر بچه سیاه پوست دورگه هم هست که به تقلید از ما اون هم ادامه سمفونی را فی البداهه اجرا میکند و ما حسابی کیف میکنیم ...اما از کارهایی که نمیکنم غلت زدن است ..خب نمیخواهیم غلت بزنیم مگر زور است ؟؟ هی ما را چپ و چوله میکنید که چه بشود؟میلمان میکشد که نه به چپ منحرف شویم نه به راست چرا همه چیز را سیاسی میکنید؟؟؟ بذارید بچه براه راست هدایت شود !!!!!!!!!!ما کلا ادمی نیستیم که بیخودی و بیجهت اشکهای چون گهرمان را به حراج بگذاریم اما بعضی مواقع میبینیم که به ما توجه لازم نمیشود و هر کس سرش به کار خودش گرم است آن وقت است که باید ولخرجی کنیم و از حساب ارزی اشکهایمان خرج کنیم تا بفهمند که دنیا دست کیه .....!!!آهان داشت از خاطر مبارکمان میرفت که دو روز است یک سرهمی صورتی برای ما خریده اند که در سرمای جانسوز زمستان سردمان نشود (الهی بمیرم بچم سردش میشه امید بدو بریم براش کاپشن بگیریم (حرفای مامان خلاصه ما هرچقدر از لباس بدمان میایید اینها بیشتر تنمان میکنند این کاپشنی که برایمان خریده اند فکر کنم از اعقاب و انساب زره رستم باشد که در جنگ افراسیاب و دیو دو سر پوشیده بود ...نمیتوانیم جم بخوریم و مهمتر از همه اینکه نمیتوانیم دستمان را ببینیم چه برسد که بخواهیم بخوریمش ...های های های چه بگویم که دلم خونه از این کاپشن ..حالا در اولین فرصت عکسش را میگذاریم ببینید که ما دیگر مترسکی بیش نیستیم و از جلال و جبروتمان چیزی نمانده هرچند که شیر مرده اش هم شیر است اما شده ایم شیر بی یال و کوپال ..)دیگر زیاده امری!!!!نیست ..تا اطلاع ثانوی خوش باشید ... )
glitter-graphics.com