البته این اصلا خبر جدیدی نیست دو ماهی میشه که خانوم بلا این کار رو خوب بلده و هر چی که میخواد با زبان بین المللی گریه بیان میکنه این عجیب نیست برای بچه ها ولی علت گریه مهمه که امروز در اخرین جلسه کورس ماسا÷ مشخص شد که این خانوم شیطونک ما اصلا از اینکه کسی به بدنش دست بزنه و کاری کنه که دردش بیاد بدش میاد و از من با نگاهو گریه میخواد که از زیر دست اون خانوم مهربون نجاتش بدم اینو همین خانوم فهمید و بعد که دقت کردم دیدم درسته ...چند جلسه اول هنوز نمیفهمید ..و حرکات در جلسات اول هم خیلی نرمتر و سبک تر بود ...خلاصه چنان گریه ای سر داد که همه بچه ها ماست ها رو کیسه کرده بودن مجبور شدیم بغلش کنیم و جالب اینجاست که این گریه وحشتناک به محض اینکه میاد بغل تموم میشه و بعد از چند ثانیه چنان آهی میکشه که دلم میخواد همونجا بخورمش ....بعد هم شروع میکنه این طرف و انطرف نگاه کردن و فضولی ....مامانا و بچه ها هم که این فینگیلی رو میبینن باهاش ذوق میکنن و بعضی ها هم از دیدن موهاش تعجب میکنن اخه همه بچه های همسن آوینا کچلن ....نیشخند

امروز هوا هم سرد بود وخانوم خوشگله بعد از خوردن شیر و لوس کردن خودش تو بغل مامانی رفت تو کالسکه لای پتو و خوابید تا خونه....دکتر هم رفته بود مسافرت و نشد که وزن و قدش رو بگیریم جینگیلی .