آوینا خانوم از اسمش خوشش نمیاد و گزینه های بهتری بجای اسمش پیشنهاد میده :مامان من اسممو دوست ندارم ....خب چی بذاریم ؟علی مردان خان !!!!!نه نه عباس قلی خان !!!!!

هیبت اسم به این پر طمطراقی بچمو گرفته ها !!!!!

یه روز دیگه میاد میگه :اسممو بذاریم مامان بزرگ شنل قرمزی .....از کلاهش خوشش میاد آخه ....

تازگی هم که شده دختر کبریت فروش ......خلاصه این دخترک کبریت فروش از بد حادثه سر از نمایشگاه میلیونرهای مسکو در آورده بود احتمالا جهت فروختن کبریت دیگه ...وگرنه چکار میتونست اونجا داشنه باشه هان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟