چهره ات زیباترین تصویر عشق

چشمهایت بهترین تعبیر عشق

با تو شعر زندگی تفسیر شد

عشق در آیینه ها تکثیر شد

بی تو اما عشق را کو اعتبار

کو تبسم کو شکفتن کو بهار ؟

بی تو در گرداب غم گم میشویم

باز درگیر توهم میشویم ....بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

به بچه های زیر سه سال اجازه نمیدادن برن تو استخر توپ برای همین دخترم با حسرت نگاه میکرد .

 

 

 

آوینا خانوم در حال نی ناش ناش

آوینا خانوم و حرکات موزون همه اونطرفی میرقصیدن آوینا اینطرفی ....

ماشین صورتی دلمو تو بردی !!!!!!!!

حاجیه خانوم بازاری !!!!!!!

آوینا در اولین تاتر زندگیش ...تاتر ادمها و گربه ها ...دوساعت طول کشید و آوینا در کمال ناباوری تمام مدت ساکت نشسته بود و نگاه میکرد البته گرمش هم شده بود موهاش کلی عرق کرده بود ..

تاتر اینجا با تاترهای کودک که تو ایران دیده بودم خیلی فرق داشت ...اصلا دیالوگ نداشت و فقط موسیقی و رقص های کلاسیک و پانتومیم بود ...جالب بود ولی به نظرم یه کم برای بچه 2یا 3ساله سنگینه ...جالب بود که توی تمام تاترهای کودک تو ایران حتما یه پیامی برای بچه هست ...ولی این تاتر هیچ پیامی نداشت فقط زندگی ادمها و گربه ها رو کنار همدیگه نشون میداد ...بهر حال برای مامان اوینا هم یه تجربه جدید بود .

خارج از سالن نمایش ...تمام دکور اونجا هم در مورد گربه ها بود خیلی زیبا بود .

هیچ زمانی رو برای برقراری ارتباط نباید از دست داد ..حتی اگر چند دقیقه انتراک بین نمایش باشه ...و حتی اگر اون پسر چند برابر سن شما رو داشته باشه .

این هم بعد از یه روز کاملا فرهنگی ...اون خانوم کوچولو هم دریاست که اوینا خیلی دوستش داره و همیشه دنبالش میگرده ...ما هم دائم باید بغلش کنیم ...

آوینا صبح بیدار شده اومده تو این اتاق ..فکر کرد باباش اینجا خوابیده ...میگه مامانی هیس بابا گابیده (خوابیده)بعد که اومد دید باباش نیست کلی نق نق کرد بابا ...بابایی ...

پریشب صحبت سر کار رفتن من بود ...اوینا مشغول بازی ولی گوشش همه جا کار میکنه ...فوری اومده میگه نه ...نه مامانی نه ....

لالایی که براش میخونم اخرشو خودش میخونه لا لا   لالا وووبعد میگه قوربابی ساکت (قورباغه ساکت)گابیده بیچه(خوابیده بیشه).

داشت آب بازی میکرد من شامپو ریختم که سرشو بشورم میگه نه نه مامانی ...گفتم پس میخواهی مثل حسنی موی بلند روی سیاه ناخن دراز ...تا اومدم بگم واه واه واه ...میگه به به به تعجب

وقتی شعر حسنی رو براش میخونم ...یه جاهاییشو بلده و میخونه ...مثلا میگه من تمیدم (تمیزم)پیش همه عدیدم(عزیزم ).قلب

تلفنو میگیره دستش حتما هم باید روشن باشه و راه هم بره و گوشی رو هم با شونه و سرش نگه داره ....ایو ایوووو دایی دلام گوبی؟

منا دلام گوبی ؟؟عمه دلام گوبی؟؟عمو هوتت(هوشنگ)گوبی؟مامان جون گوبی؟

امین گوبی؟خلاصه روزانه با تمامی فامیل و دوست و آشنا زنگ میزنه و میگه گوبی؟؟؟

خوبه ورشکست نشدیم تا حالاخنده.

دیگه چیز جدیدی یادم نمیاد ...به امید روزگارانی خوب و خوش برای همه ...تا اطلاع ثانوی یادتون نره سبز باشید ..........ماچ.