سلام ......میدونم ..میدونم ..خیلی بیمعرفت شدم که یک ماهه معلوم نیست کجام نه؟؟؟؟البته این که کجا هستم که معلومه ...خب ایرانیم دیگه ...ولی شما که مطلع هستید که وقتی میاییم ایران دیگه نه وقتمون و نه خودمون به خودمون تعلق نداریم چرا؟؟؟؟؟چون ما متعلق به تمام مردم هستیم (چه اعتماد به نفسی )خب این روزا همه از خودشون تعریف میکنن چرا ما نکنیم ؟؟؟؟مگه چیمون کمتر از بقیه است ؟؟؟؟؟؟بگذریم ...حال همه ما خوب است و ملالی نیست جز گم شدن گاه بگاه ستاره ای دور ........البته بجز خوشگذرونی و دنبال کردن بحث های داغ سیاسی روز و البته دنبال اوینای شیطونک وووروجک دویدن که حتی لحظه ای از حرکت مولوکولی باز نمیمونه دلیل مهم نیومدن ما تنبلی مامانی اوینا و البته تنبلی اینترنت میباشد ؟؟؟؟؟حالا چند تا عکس اگر آپلود شد براتون میذارم که وووروجک منو بببینید در استانه یک سالگی .فعلا بوسسسسسسسراستی یادم رفت بگم آوینا هنوز راه نمیره دندونش زده بیرون دندون موشی لثه پایین تیزیشو امروز حس کردم این بهترین هدیه امروز برای مامان و بابایی دخترکم . ....ولی چند تا کلمه دیگه یاد گرفته ...مامانی ...بابایی....صدای ببعی و کلاغ ...اسم گاو ...و تقریبا هر چیزی که بهش میگیم رو میفهمه و میره میاره ...توپ بازی رو خیلی دوست داره ....و در شیطونی ید طولایی داره ....تا اطلاع ثانوی سبز باشید ...

امروز 19 خرداد چهارمین سالگرد ازدواج بابا امید با مامان سحره مبارک باشه مامانی و بابایی خوبم .